شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
13
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
آنچه زو چاره نيست او را باش * بسرت گرچه ترك « 1 » و تاز رسد عمر بر ناگزير تفرقه كن * تا از آن چند قسم آز رسد ] مفيد را در ارشاد طالب و نشر علوم و بثّ فوايد * 39 هيچ فضيلت فوق مرتبهء « 2 » افادت نيست و مستفيد را در اقتناى فضايل و اكتساب آداب هيچ حبل المتين « 3 » * 40 و دست آويزى قوىتر از اعتصام به ذيل استفادت ، نه . [ خوش « 4 » گفت آن معلم دانا كه اى پسر * در علم و عقل و حكمت و تقوى ، مفيد باش ور نيست مستعد افادت وجود تو * بارى ميان اهل هنر مستفيد باش ] و لسان گوهر نثار صاحب شرع كه خلاصه اصل و فرع كايناتست عليه سلام اللّه ما فاح عبهر * عليه سلام اللّه مالاح ازهر * 41 موكد اين حال و مصداق اين مقال متعال « 5 » كه النّاس « 6 » عالم او متعلّم و الباقى همج * 42 . و خود كدام دولت وراى اين تواند بود كه عالمى « 7 » مرشد به نور علم و وفور دانش خويش ملهوفى * 43 را كه در تيه نادانى سراسيمه و در مطموره « 8 » جهل ، * 44 حيرتزده باشد بمحجّه دانايى و منهاج آشنايى رهنمايى كند ، يا طالبى مجدّ و متعلمى مستعد در سايه رايت علماء آرام گيرد تا از انوار نجوم كشف علوم ، فروغى و شكوهى در ضمير و خاطر او ظاهر گردد كه اوهام غايت آن را درنيابد و عقول به كنه و پايان آن نرسد . خواهى كه بهين دو جهان كار تو باشد * زين هردو يكى كار كن از هرچه كنى بس يا فايده ده آنچه تو دانى دگرى را * يا فايده گير آنچه ندانى ز دگر كس در اين دريا ملاحى و درين بيدا سياحى ، جز به نيروى افادت و زور بازوى استفادت
--> ( 1 ) - ج : تركتاز ( 2 ) - ب و ج : + ارشاد ( 3 ) - ج : - واو . ( 4 ) - اساس : ندارد . ( 5 ) - ب : + است . ج : + است كه فرمودند ( 6 ) - ب و ج : + اما ( 7 ) - ب و ج : عالم ( 8 ) - ب و ج : بيابان